دوستت دارم عزیزجانخانه سروده هادوستت دارم عزیزجاندوستت دارم، نه از روی طلب، از روی بودنِ صادقِ دل. مثل دعایی که آهسته هر روز تکرار میشود، بیآنکه کسی بشنودش،اما جهان را نرمتر میکند.میانِ من و تو، خطیست از نور و حرمت،نه دیوارِ فاصله.من از این سوی مرز، با دلی گرم و آرام مینگرم،تا هرچه خوشیست،به سوی تو ببارد.کسی در من هست که وقتی تو یاد میآیی، بیصدا لبخند میزند.نه میخواهد، نه میگیرد،فقط میفهمد. و همین فهمِ آرام،تمامِ عشقِ من است.هرگاه دلت لرزید، بدان شاید دلِ من بود که برایت دعا کرد.ن
برچسب: نویسنده: shereno2016 تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 12:59
ترانه: «عطرِ نگاه»خانه سروده هاترانه: «عطرِ آخرین نگاه» بند اول:بارون آروم میبارید، وقتی تو رفتی بیصدا،چشمات گفتن خداحافظ، ولی نگات پر ماجرا. ❤️یه لحظه خندیدی، دلم لرزید و جا موند،همهی رویاهای من، با اون نگاه زیرِ پا موند.(تحریر و حس روی “جا موند” و “پا موند”)کورس:دلم پیشت جا موند، وقتی گفتی باید بری، ❤️کلامت ساده بود، ولی تکرارش شد سری.تو رفتی و موندم هنوز، به خاطرات دلخوشم،میپیچه اسمِ تو تو بارون—میگه هنوز عاشقتم.(تحریر طولانی روی “عاشقتم”)بند دوم:دستای من هنوز داغه، از لمسِ آخرین نگاه،ت
برچسب: نویسنده: shereno2016 تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 12:59
✨ ترانه: «ماه و پرنده و من»خانه سروده ها✨ ترانه: «ماه و پرنده و من» بند اول:ماه از صدايِ من دزدید، یه آهِ بیصدا ✨پرندهها خوابیدن، ولی تو بیداری هنوز ❤️دستات نوازشِ شب بود، به شب پُر از دعا،چشمت طلوعِ خاموشِ هزاران پنجرهس…(تحریرهای نرم روی «آه» و «خاموش»)بند دوم:باد از کنارِ موهات گذشت و گم شد تو خیال،عطرِ حضورِ تو پیچید میانِ هر سؤال. ❤️من ماندم و سکوتِ چراغِ بینفس،که هر نفس اسمِ تو رو تکرار میکرد بیوصال…(تحریر چرخان روی «وصال»)کورس (اوج):تو ماهی و من شبِ بیقرار، ✨پرندهم رویِ بالِ انتظار
برچسب: نویسنده: shereno2016 تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 12:59

بذار صدات توی شب بشکنه ✨
تا آینهها، خوابِ منو ببینن ❤️
هر موجِ گرمِ گونه هات،
رو سیبِ دلم میشینه
بوسههات، ماهِ خاموشِ منن ✨
تو فاصلهی بینِ خود و جنون ❤️
پنهون میانِ نبضِ من،
میلرزه نامت با صدای من
برچسب: نویسنده: shereno2016 تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 12:59
ترانهٔ «صدایِ آبیِ رؤیاها» ✨خانه سروده هاترانهٔ «صدایِ آبیِ رؤیاها» ✨پرندهای تویِ من شکفته ،با بالِ شورِ نغمههایِ تو ❤️میرقصه رویِ شبِ خاموش،میلرزه از بوسهیِ موجِ نو ✨ماه – نقاشِ موهایِ توئه ✨،دستات، حکّاکِ حال و هوایِ من هر نفست انگار که شعلهست،میسوزونه رنگِ صدایِ من ❤️میپیچی مثلِ خوابِ نسیم،به رویِ گونههایِ بیپناهِ من ✨دلم همون پرندهست که میمیره،تا زنده شی تویِ نگاهِ من ❤️شورِ من از لمسِ تو زنده شد ✨،از مرزِ جنون گذشتِ دل ♥صدات، یه جویبارِ پنهونهایه،که میریزه تو قلبِ گل ❤️من، سای
برچسب: نویسنده: shereno2016 تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 12:59
آه از آن اسفندخانه سروده هاآه از آن اسفند آه از آن اسفند و آتش بر دل افتاددر آتشدان هجرش باید بسوزمآن شب که رفت آن مقتدای پاکپیمانباید که چشمی خسته بر درگاه دوزمسوز زمستان گرچه پایان یافت، اماسوز دل ما تازه بعد از او هویداستدر مسلخ عشق و شهادت سرسپردنمیراث پاک رهبر بیدار دلهاستاو رفت و مِهرش در دل طوفان گره خوردنامش به رگهای زمین چون جان گره خورددر پیش پایش مرگ زانو زد به خِفّتوقتی که با لبخند جاویدان گره خورداز خاک راهش لالهها سر برکشیدندگویی که خونش در رگ فصل شکوفاستهر سنگر خاموش با نامش ط
برچسب: نویسنده: shereno2016 تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 12:59